۱۳۹۳ خرداد ۵, دوشنبه

دادگاه انقلاب هشت تن از فعالين دنياى مجازى را به حبس هاى بلند مدت محكوم كرد



 شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برای هشت تن از فعالین سایبری مجموعا ۱۲۸ سال حبس صادر کرد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، احکام صادره امروز به ایشان ابلاع شده است.
بر اساس احکام صادره امین اکرمی پور (بازداشت ۹۲/۹/۹) محکوم به ۱۳ سال و یک روز حبس تعزیری، امیر گلستانی ( بازداشت ۹۲/۵/۲۹) محکوم به ۲۰ سال و یک روز، مسعود قاسم خانی (بازداشت ۹۲/۸/۱۰) محکوم به ۱۹ سال و نود و یک روز حبس تعزیری، سید مسعود طالبی محکوم به ۱۵ سال و یک روز حبس تعزیری، فریبرز کاردار فر محکوم به ۱۸ سال و نود و یک روز حبس تعزیری، مهدی ری شهری ( بازداشت ۹۲/۹/۲) محکوم به ۱۱ سال حبس تعزیری، رویا صابری ( بازداشت ۹۲/۸/۱۰) محکوم به ۲۰ سال و یک روز حبس تعزیری، نغمه شاهسوندی شیرازی ( به قید وثیقه تا کنون آزاد بوده ) محکوم به ۷ سال و نود و یک روز حبس تعزیری شدند.
۱_ در خصوص فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی امیر گلستانی, امین اکرمی پور, مسعود قاسم خانی, نغمه شاهسوندی شیرازی, فریبرز کاردار و مسعود طالبی هر کدام را مستندا به ماده ۵۰۰ قانون مجازات و ۱۳۴ به تحمل دو سال حبس با احتساب ایام بازداشت محکوم می نماید.
۲_ در خصوص اهانت به حضرت امام و رهبر , امیر گلستانی, امین اکرمی پور, مسعود قاسم خانی , نغمه شاهسوند شیرازی, رویا صابری و سید مسعود سید طالبی هر کدام مستندا به ماده ۵۱۴ قانون مجازات اسلامی به تحمل ۳ سال حبس و مهدی ری شهری به تحمل ۱ سال حبس محکوم می نماید.
۳_ در خصوص توهین به سران سه قوه توسط امیر گلستانی, امین اکرمی پور, رویا صابری, سید مسعود سید طالبی هر کدام مستندا به ماده ۶۰۹ قانوم مجازات اسلامی هر کدام به ۹ ماه حبس محکوم می نماید.
۴_ در خصوص انتشار تصاویر مبتذل از طریق سامانه رایانه توسط نغمه شاهسوندی شیرازی, رویا صابری, فریبرز کاردار و سید مسعود سید طالبی مستندا به ماده ۱۴ قانون جرایم رایانه ای هر کدام به ۲ سال حبس محکوم می شوند.
۵_ در خصوص انتشار تصاویر مبتذل از طریق سامانه رایانه توسط امیر گلستانی, امین اکرمی پور, مسعود قاسم خانی , نغمه شاهسوندی شیرازی, رویا صابری, سید مسعود سید طالبی و فریبرز کاردار هر کدام مستندا به تبصره یک ماده ۱۴ قانون جرایم رایانه ای و ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی به تحمل ۹۱ روز حبس محکوم می شوند.
۶_ آقایان امیر گلستانی, امین اکرمی پور, مسعود قاسم خانی, رویا صابری, فریبرز کاردار فر, سید مسعود سید طالبی در خصوص اجتماع و تبانی مستندا به ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی و ماده ۱۳۴ هر کدام به تحمل ۷ سال حبس و مهدی ری شهری به تحمل ۵ سال حبس محکوم می شوند.
۷_ در خصوص اهانت به مقدسات امیر گلستانی, مسعود قاسم خانی, رویا صابری و فریبرز کاردار فر مستندا به ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی هر کدام به تحمل ۷ سال حبس و مهدی ری شهری به تحمل ۵ سال حبس محکوم می شود.

۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۹, دوشنبه

واكنش ژيل ژاكوب به انتقادها از حركت متمدنانه ليلا حاتمى

به دنبال اعتراض عناصر تندرو و اعلام عدم رضايت معاون وزير ارشاد دولت روحانى از حركت متمدنانه ليلا حاتمى بانوى هنرمند ايرانى موجب شد تا ژیل ژاکوب ٨٢ ساله و رییس جشنواره فیلم کن با ابراز شگفتى از اين واكنش ها در صفحه توییتر خود به این انتقادها پاسخ دهد و بنویسد: «این من بودم که با خانم حاتمی روبوسی کردم، زیرا او برای من نماد سینمای ایران است.»
رییس جشنواره کن افزوده است: «روبوسی رسمی عادی و مرسوم در غرب است.»

محمد نورى زاد و تعدادى از دراويش بازداشت شدند



در پی سفر محمد نوری زاد به شیراز که با اعلام قبلی صورت گرفته بود، جمعی از فعالان مدنی، شهروندان و از جمله دراویش گنابادی نیز برای دیدار با این روزنامه نگار، صبح امروز در حافظیه شیراز حضور پیدا کرده که در نهایت به بازداشت محمد نوری زاد و چند تن از دراویش گنابادی منجر شد.
به گزارش مجذوبان نور، نوری زاد به همراه پوریا نوری، برادر کسری نوری از دراویش زندانی در زندان نظام شیراز پس از خروج از حافظیه در نزدیکی بلوار پیرنیا توسط ماموران بازداشت شده تا این لحظه خبری محل انتقال آنها در دسترس نیست.
همچنین در این گزارش آمده است سه تن دیگر دراویش با نامهای فرشاد حاتمی، هاشم پرهیزکار و همسر وی نیز به طور جداگانه پس از خروج از حافظیه شیراز توسط مامورین موتور سوار دستگیر و توسط ماشین به پلیس امنیت اخلاقی منتقل شده و برای ساعاتی مورد بازجویی قرار میگیرند، در این بازجویی که همراه با کنترل تماسهای تلفنی اخیر آنها بوده، در مورد علت و انگیزه حضور آنها در حافظیه شیراز سوالاتی شده بود.
این افراد پس از چند ساعت آزاد شده اند.


۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۳, سه‌شنبه

گزارش روزنامه استرالیایی "سان هرالد" از وضعیت دردناک پناهجویان ایرانی درجزیره مانوس

روزنامه استرالیایی “سان هرالد” با انتشار گزارشی تکاندهنده از سرگذشت پناهجویان ایرانی ای که به امید اقامت در استرالیا به طور غیر قانونی عازم آن کشور شده بودند اما در نهایت سر از جزیره مانوس درآوردند، عکس هایی از این پناهجویان را منتشر کرده که نشان می دهند آنان در وضعیت بد جسمانی به سر می برند.
 این منبع با اشاره به وضعیت وخیم جسمانی پناهجویان ایرانی می نویسد:در عکسی که از پناهجویان ایرانی منتشر شده یکی از آنان “رضا سلیمانی” (عکس زیر) نام دارد. یکی از عکس هایی که او در دست گرفته نشان می دهد زمانی مردی جوان و سالم بوده است که از ایران خارج شده بود. با این حال ظرف مدت چند ماه در جزیره مانوس به قدری تحت فشارهای روحی و روانی قرار گرفته که موهای سر و محاسن اش سفید شده و به بیماری روانی مبتلا شده است.


 روزنامه "سان هرالد" در ادامه اشاره کرده که پناهجویان ایرانی نگران جان"رضا سیاحی" یکی دیگر از پناهجویان ایرانی در جزیره مانوس هستند. او از مرکز نگهداری پناهجویان خارج شده و اطرافیان و خویشاوندانش خبری از او ندارند. به دلیل شرایط بد مرکز پناهجویان سیاحی از عفونت گوش رنج می برده است و به دلیل نبود شرایط درمانی این عفونت گسترش یافته و بر مغز او تاثیر گذاشته است.
“ویکتوریا مارتین ایورسون” مشاور امور پناهجویان معتقد است که شرایط بد محیطی در جزیره مانوس و بدرفتاری ساکنین آن جزیره با پناهجویان سبب شده تا این پناهجوی ایرانی با چنین وضعیتی مواجه شود.
 به نقل از "تدبیر"
 مرجع گزارش
 

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۹, جمعه

مادر ایرانی که ماه گذشته قاتل فرزندش را پای چوبه دار بخشید ، مادر سال استانبول شد

سی ان ان ترک گزارش داد شهرداری استانبول خانم " سامره علی نژاد " مادر ایرانی که ماه گذشته قاتل فرزندش را پای چوبه دار بخشید ، به عنوان مادر سال انتخاب کرد.
شهرداری " مال تپه " استانبول روز گذشته با اعلام اینکه این مادر ایرانی با بخشش قاتل فرزندش در پای چوبه دار به خاطر اینکه یک مادر دیگر را در داغدار فرزند نکند، آوازه ای جهانی یافت، اعلام کرد از این مادر ایرانی در روز مادر (ترکیه ) در استانبول تجلیل خواهد شد.
 به گزارش عصر ایران به نقل از سی ان ان ترک مراسم تجلیل از خانم سامره علی نژاد به عنوان مادر سال 11مى سال جاری میلادی با حضور شهردار استانبول و جمعی دیگر از مقامات و شخصیت های ترکیه در مرکز فرهنگی "تورکان سایلان " در استانبول برگزار خواهد شد.  شهردار استانبول از خانم سامره علی نژاد برای شرکت در این مراسم تجلیل ، دعوت کرده است.  طبق اعلام شهرداری مال تپه قرار است در این مراسم تجلیل ، این مادر ایرانی سخنرانی کند.

"با پرچم حزب الله لبنان تظاهرات علیه بدحجابی" آیا میدانید در لبنان چه میگذرد؟

با به اهتزاز درآمدن پرچم های حزب الله لبنان در دستان جماعتی که به دلیل حرام وغیر شرعی دانستن ٬ خود را از دریافت هرگونه اطلاعات وخبری خارج از ورودی رسانه های حکومت محروم نموده و در بی خبری  به سر می برند و یا از خیل آنهایی به شمار میروند که می بینند ومی دانند اما به دلایل متعدد وبیشتر اقتصادی خود را به نابینایی ونادانی مطلق میزنند ٬ لازم به یادآوری دانستم که:
در جریان باشید سردمداران حزب الله لبنان که پرچمش را برای مبارزه با بد حجابی به اهتزاز در آورده اید با بی حجابی نیز مشکل چندانی ندارند.
 پیشوای معنوی ودینی آنها موسی صدر به نقل از دخترش ربابه صدر: اگر کسانی بی حجاب می آمدند نزد ایشان امام موسی هرگز آنها را وادار به داشتن حجاب نمی کردند، در سخنرانی هایشان اجبار نمی کردند که هر کس می آید الزاماً باید محجبه باشد.
 عماد مغنیه رهبر دیگر حزب الله گفته بود: درباره همین خانم های بی حجاب در لبنان شما فکر نکنید این ها بی دین هستند، بلکه بیشترشان طرفدار حزب الله اند. در این جا در حالی که جنبشی که هم وجود دارد (جنبش امل)، جنبشی لائیک است، نه کاری به حجاب دارد نه با دین و نماز و روزه مردم کار دارد؛ اما بیشتر این خانم های بی حجاب، طرفدار حزب الله هستند.
دکتر مسعود اسداللهی، استاد دانشگاه، نویسنده و کارشناس مسائل خاورمیانه است و تخصص و علایق پژوهشی و تحقیقاتی اش بر کشور لبنان متمرکز است. او  که سالها است که مسئولیت یک مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی را در کشور لبنان بر عهده دارد در کتاب خود مرقوم فرمودند:«سیدحسن نصرالله در چند دیدار با هیات های ایرانی از از این اظهار نارضایتی کرده است که بعضی گروه ها در ایران با اسم حزب الله و پرچم هایی شبیه پرچم حزب الله لبنان وجود دارند که باعث درک غلط حزب الله لبنان در جامعه ایران شده است... این امر (تشابه اسمی) مشکل مطالعه در مورد حزب الله لبنان را در ایران دو چندان می کند.» (ص14)
برادران محترم بیایید در کنار شرکت چشم بسته و فریادهای ممتد کمی هم در مورد جهان پیرامون خود مطالعه کرده وبیشتر بی اندیشیم.
 به عکسهای زیر با دقت نگاه کنید:













۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۷, چهارشنبه

معرفی کتاب های مجازی که توسط وزارت ارشاد از نمایشگاه کتاب جمع آوری شدند



زنان فراموش شده نوشته ی منصور کوشان -انتشارات ققنوس
 این رمان روایت زنان یا به بیان دیگر روایت چند نسل از دختران و مادران است؛ دختران یا مادرانی که هم راوی حوادثی هستند که بر مادرانشان رفته و لحظه‌ای نمی‌توانند از آن غافل شوند و هم راوی وقایعی هستند که هر لحظه بر خودشان هموار می شود.  در "زنان فراموش شده" راوی رمان، روایت کننده روایتهای مادرش است و مادرش روایت کننده روایتهای مادر خود، و چون هیچکدام از این زنان لحظه‌ای فارغ از حادثه‌های گذشته و حال خود نیستند راوی نیز ناگزیر تمام این روایتها را به صورت موازی بیان می‌کند.  شکل خاص روایت، این رمان را به یک ساختار لایه لایه یا هزارتو سوق می‌دهد و داستان بر اساس نیاز راوی اصلی که آشکار است، با راویهای دوم و سوم و ... که پنهانند پیش می‌رود و شکل طبیعی خود را پیدا می‌کند. 
 
ببر سفید- نویسنده : آراویند آدیگا. ترجمه : مژده دقیقی ماجرا از آنجایی اغاز می شود که بالرام حلوایی تصمیم می گیرد برای رییس جمهور چین نامه بنویسد و راز موفقیت خوش در کار و رسیدنش به ثروت را برای او افشا کند. در ابتدا گمان می کنید با زندگی یک آدم فقیر مواجه هستید که قرار است سرگذشت پشتکار خودش را بنویسد اما هرچه جلوتر می روید می بینید که ماجرا کاملاً عکس این قضیه است و در کشوری مانند هند که تبعیض و فساد اقتصادی و اجتماعی همه چیز را در خودش حل کرده نمی شود با صداقت و شرافت به خوشبختی رسید. این کتاب یکی از بهترین رمان هایی بوده که توانسته صورت واقعی یک کشور در حال توسعه آسیایی را نشان دهد. هر خواننده ای با هر سطح سوادی می تواند از خواندن این کتاب لذت ببرد. اگر تا به حال تاج محل و رودخانه گنگ نمادی از زیبایی های هند تلقی می شدند در این کتاب با روی زشت آن مواجه می شوید. این کتاب تا حدی به فیلم میلیونر زاغه نشین شباهت دارد ولی با نگاهی موشکافانه تر به قضیه تبعیض میان انسان ها پرداخته است. آراویند آدیگا نویسنده هندی الااصلی است که در انگلستان زندگی می کند و این کتابش توانست جایزه بوکر را از آن خود کند 
 




«گاماسیاب ماهی ندارد» سومین رمان حامد اسماعلیون از نشر ثالث «گاماسیاب ماهی ندارد» نوشتۀ حامد اسماعیلیون روایت جنگ و انقلاب و آدم‌های عادی‌ای است که درگیر این دو موضوع می‌شوند و خواهی نخواهی این دو اتفاق بزرگ زندگی آن‌ها را تغییر می‌دهد گاماسیاب روایت سال های اول انقلاب تا روزهای جنگ هشت ساله را توصیف می کند و با بیان وقایع تاریخی و شرایط آن روزها ماجرای پایان جنگ را به تصویر می کشد. داستان از سال 58 آغاز می شود و تا مرداد 67 ادامه دارد. داستان این رمان از گرگان شروع می شود و در عملیات مرصاد در کرمانشاه تمام می شود.



"مایک سروگردن از تفنگ ها بلندتریم " شاهرخ تندرو صالح-انتشارات ققنوس داستان کتاب با واگویه‌های نویسنده درباره مرده‌ها و جایشان در ذهن آدم‌ها شروع می‌شود. که آنها فرق‌هایی با گمشده‌ها و زنده‌ها دارند و تکلیفشان مشخص است. بعد روایت می‌رود به سال‌های کودکی راوی و گره‌های کور ذهنش؛ گره کوری مثل جهنم. بعد داستان، روایت‌های نویسنده از شهدایی است که از جبهه‌ها می‌آیند در قبرستان خاک می‌شوند.
 چرا ملتها شکست می خورند : ریشه‌های قدرت ثروت و فقر  دارون عاصم اوغلو، جیمز ای رابینسون؛ مترجم محسن میردامادی نجف‌آبادی، محمدحسین نعیمی‌پور ؛ گردآوری سیدعلیرضا بهشتی شیرازی - انشارات روزنه در این کتاب که توسط «داروت ایسمانگلو» اقتصاددان ارشد ام ای تی و «جیمز ای. رابینسون» دانشمند اقتصاددان هاروارد نوشته شده به این مساله پرداخته شده که کلیدی ترین عامل تفاوت گذار میان کشورها «نهادها» هستند. ملت ها زمانی پیشرفت می کنند که بتوانند نهادهای اقتصادی و سیاسی فراگیر تاسیس کنند و زمانی شکست می خورند که این نهادها «استخراجی» شده و قدرت و فرصت ها در دستان عده یی خاص متمرکز شود.








 بعد از باران، قبل از تبعید  سروده  سیدمهدی موسوی در روزهای گذشته؛ وب سایتهای خبری اصولگرا به انتشار اخباری  در خصوص توزیع کتاب شاهین نجفی در نمایشگاه پرداختند اما کمیته روابط عمومی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران؛ این موضوع را رد کرد.  در جوابیه‌ی روابط عمومی نمایشگاه کتاب آمده است:  کمیته روابط عمومی بیست و هفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با رد ادعای بعضی رسانه‌ها درباره توزیع کتاب «شاهین نجفی» در این نمایشگاه، اعلام می‌دارد کتاب «دوران بعد از باران، قبل از تبعید»، سروده شاهین نجفی نیست، بلکه آقای «سیدمهدی موسوی» شاعر این کتاب است.










سه کتاب «آی باکلاه آی بی‌کلاه»، «ضحاک» و «وای بر مغلوب» ساعدی (گوهرمراد)-انتشارات نگاه نمایشنامه «ضحاک»  هجویه‌ای علیه دیکتاتوری است که زبانی تمثیلی دارد و در آن به دست‌نشاندگان بیگانه‌ای اشاره می‌شود که از خارج از کشور به داخل می‌آیند «آی باکلاه آی بی‌کلاه» یک نمایشنامه است که شخصیت‌های آن عبارتند از خبرنگار و راننده. «وای بر مغلوب» هم دیگر نمایشنامه ساعدی است که در سال 1349 نوشته و چاپ شده است.غلامحسین ساعدی 24 دی‌ماه 1314 در تبریز به دنیا آمد و تحصیلات خود را در زمینه روان‌پزشکی تا درجه دکترای پزشکی در تهران به پایان رساند. او در نهایت در روز دوم آذرماه ۱۳۶۴ در پاریس از دنیا رفت و پیکرش در گورستان پرلاشز در کنار آرامگاه صادق هدایت به خاک سپرده ‌شد.

موج استقبال جامعه نسبت به "بخشش و گذشت از اعدام" نماد پرهیز آنان از"خشونت عریان"

همزمان با روند رو به رشد و میل بیش از حد "قوه قضائیه" به اجرای احکام اعدام در یک سال گذشته٬بخشش محکومان به قصاص در پای چوبه دار و یا قبل از آن خبری گوش نواز از جنس دیگر بود که دل هر انسان با مختصات انسانیت٬احساس و نوع دوستی را شاد کرد.
اعدام محکومین به موارد دیگر 'غیر از قصاص'که در محدوده اختیارات"قوه قضائیه" میباشند بیش از پیش ادامه دارد ومیزان آن از اختیارات حاکمیت است٬که همواره خود را ملزم به اجرای آن برای نیل به اهداف کوتاه وبلند مدت خود میدانند که همانا بقای سیستم با اتکا به رعب و وحشت است [ ولی ادعای سردمداران برای اجرای شریعت!] که به این افتخار هم مینمایند همانگونه که اخیرا محمد جواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه از بی‌اعتبار خواندن نظرات فعالان حقوق بشر که در مورد افزایش اعدام هشدار داده بودند سخن می‌گفت و اضافه کرد « ما از رجم و هیچ یک از احکام اسلامی خجالت نمی‌کشیم!» .
 اما بخشش محکومان به قصاص موردی است که خانواده مقتول و متهم ٬ رسانه ها و عموم مردم میتوانند دراجرائی شدن آن تاثیر گذار باشند.

 با این اوصاف تلاش های فعالین جامعه مدنی و انسان هایی که براین باور زیبا دلبسته هستند که ' به غیر از انتقام و گرفتن زندگی مجازات های دیگری هم برای تنبیه محکومین وجود دارد' را به فال نیک گرفته و دستان پر مهری که به هر شکل٬ قدمی دراین فرهنگ سازی مثبت برداشته اند وبرای دفاع از حیات و زندگی بخشی پیش قدم گردیده اند٬ را باید فشرد وبه آنها دست مریزاد جانانه ای تقدیم کرد
از آن بیشتر باید بوسه باران کرد دستان آن پدر و مادری که از حق خود برای انتقام گذشت نموده و به یک انسان تقریباً مرده جان دوباره ای میبخشند.
از استقبال عمومی بیش از حد نسبت به'این عفو و بخشش که از سوی ولی دم مقتولین صورت می‌گیرد' و عمومیت پیدا کردن این حرکت به عنوان نشانه ای مثبت از بلوغ فرهنگی وپرهیز اکثریت جامعه از خشونت عریان و در مقابله با رواج دهندگان فرهنگ خشونت ونیستی یاد نمود.

در ذیل به عنوان تکریم و یاد آوری به تعدادی ازموارد بخشش درظرف یک ماه گذشته اشاره مینمایم :

 روز سه شنبه، ۲۶ فروردین ماه مقرر شده بود تا جوانی به نام بلال به جرم قتل جوانی دیگر به نام عبدالله حسین‌زاده بالای چوبه دار برود.  پدر مقتول یکی از فوتبالیست‌های قدیمی این شهرستان بود و همین موضوع باعث شده بود تا عادل فردوسی‌پور، در برنامه پرطرفدار ۹۰ از او خواستار بخشش و عفو شود.اما در نهایت و در مقابل چشمان مردم  که  برای اجرای قصاص حضور پیدا کرده بودند، مادر عبدالله در حالی که طناب دار دور گردن بلال قرار گرفته بود، به او سیلی زد و سپس اعلام بخشش کرد.
 در همان روز در نیشابور هم یک جوان در روز مقرر شده برای اعدام، از مرگ نجات پیدا کرد که خبرش چند روز بعد توسط روزنامه شهروند منتشر شد. سعید بهرامی‌نیا، پنج سال پیش در یک نزاع گروهی در روستای “خرو”، جان هم محلی‌اش “مهران یوسفی‌مقدم” را گرفته و به مرگ با طناب دار محکوم شده بود.
 سحرگاه ۳۱ فروردین ماه هم مقرر شده بود تا حکم سه نفر از محکومان به قصاص در محل زندان کرمان اجرا شود اما آن گونه که معاون دادستان عمومی و انقلاب کرمان خبر داده، دو نفر بخشیده و به یک نفر دیگر هم یک ماه مهلت داده شد.  به گفته این مقام قضایی در مورد یکی از اعدام‌ها، اولیای دم پس از دو ساعت تلاش اعلام رضایت کردند. در مورد دوم هم به شرط دریافت دیه، از اعدام صرف‌نظر شد.
بخشش دیگر در استان سیستان و بلوچستان رخ داد و یک فرد محکوم به اعدام پس از ۱۹ سال حبس، از زندان آزاد شد. او به اتهام قتل پدر همسرش محکوم به اعدام شده بود که در نهایت مورد بخشش اولیای دم قرار گرفت.
 اما دو مورد عجیب بخشش، دقایقی پس از اجرای حکم صورت گرفت. ابتدا در آخرین روزهای فروردین ماه اولیای‌دم جوانی که ۱۴سال قبل در بندرعباس به دست پدر دختر مورد علاقه‌اش کشته شده بود، ۲دقیقه بعد از اجرای حکم از تصمیم‌شان منصرف شدند و پیکر نیمه‌جان مرد ۶۷ساله را از دار پایین کشیدند.
مورد بعدی در تبریز بود که دقایقی پس از حلق‌آویز شدن فرد اعدامی، خانواده مقتول از قصاص صرف‌نظر کردند. این محکوم به مرگ، هفت‌سال قبل وقتی که ۲۳ساله داشت در نزاعی در یکی از خیابان‌های اردبیل دست به چاقو برده و جوانی هم‌سن‌وسال خودش را با یک ضربه زخمی کرده بود که منجر به مرگ او شد. با وجود تلاش‌های بسیار برای کسب رضایت، خانواده مقتول خواهان قصاص بود تا در نهایت پنج‌شنبه هفته گذشته به عنوان موعد اعدام مشخص شد.رییس زندان مرکزی تبریز در توضیح چگونگی لغو این اعدام گفته است: “طناب کشیده شد ولی من باز هم به صحبت با اولیای‌دم ادامه دادم. به آنها گفتم اگر او بمیرد دیگر هیچ‌چیز را نمی‌توان تغییر داد. گفتم الان ثانیه‌ها مهم است و بهتر است متهم را ببخشید. در همین موقع بود که اولیای‌دم اعلام کردند به‌خاطر خدا گذشت می‌کنند.” فرد حلق‌آویز شده نیز به بیمارستان انتقال پیدا کرد و مشخص شد که ‌شانس آورده و هیچ مشکلی پیدا نکرده است.
 به صورت تیتروار موارد بخشش در سال گذشته :

۱۳ تیر ۹۲:  یک زندانی نهاوندی از چوبه دار رهایی یافت.
 ۱۵ مرداد ۹۲: رهایی ۴ محکوم به قصاص در زندان مرکزی ایلام.
 ۷ شهریور ۹۲: یک محکوم به اعدام با رضایت ولی دم مقتول به زندگی بازگشت.
 ۱۲ شهریور ۹۲: جوانی ۲۶ ساله در زندان مرکزی گرگان از اعدام نجات یافت.
 ۱۴ شهریور ۹۲: پس از ۸ سال انتظار جوان کرمانشاهی پای چوبه دار بخشیده شد.
 ۲ مهر ۹۲: زندانی محکوم به مرگ در زندان مرکزی خرم آباد از لمس طناب دار رهایی یافت.
 ۱۴ مهر ۹۲: سیدی معاون دادستان کرمان از گذشت ۱ مادر از قاتل فرزندش خبر داد.
 ۲۷ مهر ۹۲: حسین ونکی مدیر زندان مرکزی اراک از عفو ۱ محکوم به مرگ خبر داد.
۱۱ آبان ۹۲: هدایت فرزادی مدیر زندان کرمانشاه از رهایی ۳ تن از اعدام خبر داد.
۱۸ آبان ۹۲: پویان معلم خوزستانی توسط خانواده ۲ مقتول مورد عفو واقع شد.
 ۱۸ آبان ۹۲: ونکی مدیر زندان اراک از بخشیده شدن مجرمی دیگر خبر داد.
 ۱۷ آذر ۹۲: با رضایت خانواده مقتول الف-ر در زندان ارومیه از اعدام نجات یافت.
 ۱۹ آذر ۹۲: علی جابری رئیس زندان ایلام از عفو ۱ قاتل اهل دهلران خبر داد.
 ۲۰ آذر ۹۲: معاون دادستان کرمان از نجات منوچهر م از چوبه دار سخن گفت.
 ۱۴ دی ۹۲: مدیر کل زندان‌های کرمانشاه از گذشت اولیاء دم ۱ مقتول خبر داد.
 ۱۴ دی ۹۲: حبیبی دادستان ارومیه از اعلام رضایت خانواده مقتول خبر داد.
 ۲۴ دی ۹۲:  یک جوان ۲۳ ساله پس از اخذ رضایت خانواده مقتول به زندگی باز گشت.
 ۲۵ دی ۹۲: مدیر زندان مرکزی اراک از بخشیده شدن ۱ محکوم به مرگ خبر داد.
 ۱ بهمن ۹۲: معاون دادستان کرمان از عفو قاتلی ۱۸ ساله سخن گفت.
 ۲ بهمن ۹۲: دادستان ساری از گذشت ولی دم پای چوبه دار خبر داد.
 ۷ بهمن ۹۲: ۱ قاتل که ۱۵ سال در انتظار اعدام بود مورد بخشش قرار گرفت.
 ۲۷ بهمن ۹۲: مدیر زندان گرگان ضمن اعلام ششمین پرونده رضایت در مدتی کوتاه ، از بازگشت جوان ۲۷ ساله‌ای به حیات مجدد صحبت کرد.
۳۰ بهمن ۹۲: محمد ص با رضایت اولیاء دم و پرداخت دیه از اعدام خلاصی یافت.
۱۴ اسفند ۹۲: جوان ۲۹ ساله گلستانی از چوبه دار رهایی جست.
۱۷ اسفند ۹۲: رضایت شکات ۸ جوان را از چوبه دار نجات داد.






۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۳, شنبه

مارشا مهران نویسنده ایرانی پرفروش ترين کتاب سال ۲۰۰۵ جهان در ۳۶ سالگی درگذشت


جسد "مارشا مهران" نویسنده ایرانی که چندین سال پیش به ایرلند مهاجرت کرده بود و یکی از کتاب هایش به پرفروش ترین رمان‌های جهان در سال 2005 میلادی تبدیل شد در خانه اش در روستایی در شهرستان "کانتی مایو" در شمال غرب ایرلند یافت شده است.
 روزنامه "نیویورک تایمز" با انتشار این خبر افزوده است:"این نویسنده ایرانی در زمان مرگ 36 سال داشت. پلیس اظهار داشته که در حال انجام آزمایش های سم شناسی است و هیچ نشانه ای از مشکوک بودن مرگ او یافت نشده است." روزنامه "نیویورک تایمز" درباره این نویسنده ایرانی نوشته است:"اولین رمان او تحت عنوان "سوپ انار" داستان سه خواهر بود که در جریان انقلاب ایران از آن کشور خارج شده و در نهایت کافی نتی ایرانی را در شهری کوچک در ایرلند افتتاح کردند. این کتاب در کشورهای مختلف جهان تحت عنوان "شکلات ایرانیان" شناخته شد که اشاره ای بود به رمان "خوان هریس" که در سال 1999 میلادی نوشته شده بود و از آن فیلمی نیز ساخته شده بود. آن فیلم روایت مادر جوان مجردی بود که در روستایی در کشور فرانسه زندگی می کرد و فروشگاه شکلاتی را افتتاح کرده بود."
خانم مهران پیش تر درباره این رمان اظهار داشته بود که هدفش نشان دادن احساس ایرانیان به دیگر ملیت ها بوده است. این کتاب توسط انتشارات "رندوم هاوس" منتشر شد و به بیش از ده زبان زنده دنیا ترجمه شد و در بیش از 20 کشور منتشر شد. این کتاب در سال 2005 میلادی در ردیف پرفروش ترین رمان های جهان قرار گرفت.

"مارشا مهران" نویسنده این رمان پرآوازه، در واقع یک ایرانی الاصل و متولد تهران است که در آرژانتین بزرگ شده است و ظاهرا ایده ایجاد یک رستوران ایرانی در داستان مهران برگرفته از تلاش های خانواده او در دوران اقامت در این کشور است که به کمک هم رستورانی ایرانی در کشور آرژانتین ایجاد کردند. او هم اکنون با همسر ایرلندی اش در غرب ایرلند زندگی می کرد. او پیش تر در مصاحبه ای اظهار داشت که عاشق آشپزی است و از میان غذاهای ایرانی "قیمه" را به هر غذای دیگری ترجیح می دهد.

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۲, جمعه

چرا روحانی از «من روحانی هستم» بدش می آید؟

با مشاهده واکنش شدید تیم آقای روحانی و اعلام وصول شکایت وزیر ارشاد ازسازندگان مستند «من روحانی هستم» نکاتی به ذهن میرسد که دلایل این ناخرسندی را آشکارتر می نمایاند.[فارغ ازکنکاش در مورد اهداف پشت پرده تهیه کنندگان گمنام این مستند]
یکم: اشاره استادانه کارگردان این مستند به نقش آقای روحانی در تدوین قانون حجاب اجباری در ایران و شعار نامبارک یا روسری یا توسری!
 به‌روایت این مستند، روحانی اجرای طرح اجباری کردن حجاب در ارتش و ادارات و سازمان‌های مربوطه را به دست می‌گیرد.  روحانی در کتاب خاطرات خود میگوید: اولین بخش، ستاد مشترک ارتش بود که روحانی کارمندان زن مستقر در آن را به رعایت پوشش اسلامی و حجاب فرامی‌خواند.
دوم: اشاره به این واقعیت مغفول که آقای روحانی در سال  ۱۳۶۰تغییر نام داده و نام ایشان از حسن فریدون به حسن روحانی تغییر و ثبت شده است!
   حسن روحانی گفت:وقتی در ۱۳۴۰ به قم رفتم، دوستان طلبه به نام خانوادگی من ایراد گرفتند و می‌گفتند، فردا که آیت‌الله شدید، مردم شما را آیت‌الله فریدون بخوانند؟ اصلا این نام فامیل مناسب شما نیست و باید آن‌را تغییر دهید...در نهایت، نام روحانی را برای خود برگزیدم و در سال ۱۳۶۰، تقاضای تغییر نام فامیل کردم، و نام خانوادگی روحانی به طور رسمی در شناسنامه من ثبت شد.   به این ترتیب، حسن روحانی از سال ۱۳۶۰ مطابق قانون نمی‌توانسته از نام خانوادگی پیشین خود استفاده کند.  حسن روحانی با نام «حسن فریدون» در دانشگاه کالدونین گلاسکو ثبت نام کرد و با همین نام از این دانشگاه مدرک گرفت. پس مطابق قرائن روحانی از دو هویت مختلف از سال ۱۳۶۰ به بعد استفاده کرده است.
سوم: اشاره به سخنان بسیار تند روحانی خطاب به دانشجویان ومردم شرکت کننده در تظاهرات ۱۸ تیر ۱۳۸۷ واشاره به این واقیت که حسن روحانی مجوز دخالت بسیج در وقایع 18 تیر را صادر کرد!
 حسن روحانی در جمع راهپیمایان ۲۳ تیر گفت: ااگر منع مسئولین نبود، مردم غیور و انقلابی این اوباش را به سزای اعمالشان می‌رساندند. اینها پست‌تر از آن هستند که برانداز نام گیرند, در کجای دنیا حرکت‌های آشوب‌طلبانه تحمل می‌شود؟ لازم می‌دانم از نیروی انتظامی  به خاطر تلاش‌های شبانه‌روزی‌اش در این چند روز، از نیروی عزیز و قهرمان بسیج و همچنین پرسنل بیدار وزارت اطلاعات تشکر، سپاسگزاری و قدردانی نمایم که تلاش و فعالیت فوق‌العاده‌ای در این چند روز داشته‌اند.
 چهارم:خطاب کردن یک روحانی معمولی به نام امام که در گذشته به پیشوایان تشیع اطلاق میشد و یادآوری اینکه اولین شخصی که به آقای خمینی لقب 'امام' داد هم او بود .
این بلای مبین و آزمایش روشن و آشکار برای ابراهیم ما و بنابراین من یک لقب برای مرجع‌ مان می‌پسندم و آن امام خمینی...

 تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...