باز هم قصه تلخ مهاجرت
دو جوان ایرانی با هزاران امید و ارزو که
نمیدانم انها را اکنون به کجا بردهاند: ته اقیانوس یا بهشت!!؟؟
ولی از این بابت مطمئنم که دیگر در این
جهان بدان نرسیدند.
برای زندگی بهتر یا اندکی شادی که مادام
در موطن خود از ان محروم بودند، همراه با خیل روز افزون مهاجران تمام خطرات را به
جان خریده و در این ورطه که اخبار حوادث ناخوشایندش هر از چندی گوش ودلمان را میازارد،
پای نهادند!
پروازشان نه به خوشبختی که ارزو میکردند
بلکه به ابدیت ونیستی منتهی شد!
و برگ دیگری بر تارک پرونده حکومت تباهی
رقم خورد!
حکومتی که جوان بودن در گستره آن جرم سنگینی
است!
حکومتی که در مرام نامه ان آراسته بودن
مو و مرتب بودن چهره [و در کل زیبایی] مستوجب بازداشت و تقبیح میشود!
حکومتی که با تمام جشنهای باستانی و ملی
مخالف و عاشق سینه چاک تمام مناسبتهای مذهبی عزاداری است!
حکومتی که در ان تمامی راههای کسب موفقیت
اقتصادی به جز از راه پاچه خواری و یا داشتن رانت ویژه برای مردم عادی مسدود است!
و...
با امید به پاسخگویی به تمام مظالم در پیشگاه
مردم و محاکمه عادلانه
بدرود دو برادر جوانم و روح تون شاد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر