۱۳۹۳ مهر ۲, چهارشنبه

بازهم اعدام یک انسان به جرم اندیشه «محسن امیراصلانی زنجانی»



بازهم اعدام یک انسان به جرم اندیشه ٬ جرمی که امروزه در ایران بسیار بزرگ می‌نماید غافل از اینکه فکر واندیشه را نمی‌توان نابود کرد بلکه با اعدام آن در بسیارانی دیگر جوانه میزند واین هنر حاکمین این روزهای ایران است که به این باز نشر سرعت می‌بخشند
نکته قابل توجه اینکه اجرای این حکم مغایر با حقوق بشر طبق روال گذشته همزمان با سفر یکی از رؤسای جمهور به سازمان ملل برای ایراد سخنرانی میباشد که تکرار آن طی ادوار گذشته ارسال این نکته به جامعه جهانی است که 
"در ایران هیچ چیز تغییر نکرده است"

 شرح ماجرا
داستان از این قرار بود: سحرگاه روز چهارشنبه ۲ مهر ماه «محسن امیراصلانی زنجانی» زندانی عقیدتی زندان رجایی شهر کرج به اتهام «فساد فی الارض و بدعت در دین» ودر اصل به اتهام تفسیر متفاوت از قرآن در محوطه این زندان از طریق چوبه دار اعدام شد.
این حکم که دو بار لغو شده بود سرانجام با تأیید رئیس قوه قضائیه اجرا شد.
او روانشناس بود و مشاوره می‌داد اما چون فردی مذهبی بود، مراجعانش را با تفاسیر قرآن و احکام دینی مورد مشاوره قرار می‌داد و به همین دلیل هم میان مراجعه‌کنندگانش بسیار محبوبیت داشت.
به عنوان مثال وی در تفسیر سوره یونس معتقد بوده که یونس پیامبر از دل نهنگ بیرون نیامده و همین امر باعث شد تا به او اتهام "توهین به حضرت یونس" را نیز وارد کنند.
ادعای "ارتباط با امام زمان" اتهام دیگری بود که به امیراصلانی وارد شده بود.
به گفته یکی از نزدیکان خانواده امیراصلانی، در ابتدای دستگیری، اولین قاضی پرونده برای او قرار منع تعقیب صادر می‌کند ولی به اصرار دادستان وقت این قرار به دستگیری تغییر می‌کند.
در دادگاه اولیه وی به اتهام بدعت در دین به چهار سال حبس محکوم می‌شود و این حکم در دادگاه تجدید نظر به دو سال و چهارماه کاهش پیدا می‌کند.
 با اعتراض وکلا، پرونده به دادگاه تجدید نظر می‌رود و دادگاه تجدید نظر صلاحیت دادگاه انقلاب برای رسیدگی به این پرونده را نقض و آن را به دادگاه کیفری استان تهران می‌فرستد. این دادگاه با حضور پنج قاضی برگزار می‌شود که دو تن از آن‌ها حکم به بی‌گناهی متهم می‌دهند و سه تن برای او حکم اعدام صادر می‌کنندپرونده به دیوان عالی کشور می‌رود. دیوان حکم را نقض می‌کند. دوباره پرونده به دادگاه کیفری استان می‌رود و اعدام تأیید می‌شود. بار دوم که پرونده به دیوان عالی برمی‌گردد، دیوان حکمی ۱۲ صفحه‌ای می‌نویسد که به گفته یکی ازنزدیکان خانواده امیراصلانی، "خواندن این حکم به طور کامل اجحاف در این پرونده را مشخص می‌کند."
در بخشی از این حکم با وارد کردن ایراد به حکم دادگاه کیفری این پرسش مطرح شده که چطور دو اتهام با هم تلفیق شدند، در حالی که یکی از آن‌ها امر مختومه است و مجازاتش را هم کشیده و دیگری هم هنوز اثبات نشده و هیچکدام ادله قانونی ندارد و "فاقد وجاهت قانونی می‌باشد".
در این مرحله پرونده قاعدتاً باید به هیأت عالی دیوان عالی کشور می‌رفت اما رئیس دادگاه کیفری استان تهران خود تقاضای اعمال ماده ۱۸ کرده و پرونده را نزد رئیس قوه قضائیه می‌فرستد. رئیس قوه قضائیه هم با استناد به حکم چندین سال پیش آقای صلواتی، اعدام را تأیید می‌کند.خانواده امیراصلانی پس از تأیید حکم به کمیسیون عفو و بخشودگی مراجعه کردند و در آنجا خواستار شدند که حکم دیوان عالی کشور که عالی‌ترین مرجع قضایی است مورد توجه قرار بگیرد اما متاسفانه این تقاضا پذیرفته نشد.
در نهایت سحرگاه روز چهارشنبه دوم مهر (۲۴ سپتامبر) محسن امیراصلانی زنجانی به اتهام "فساد فی الارض، بدعت در اصول و فروع دین اسلام و تفسیر جدید از قرآن" اعدام شد. وی یک فرزند دوساله دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر